العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
155
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
هنگام خلق جهان تا هر وقت و زمان ، حسابگر عمر مردم است و وقت بدهى و اجاره و معامله مدت دار و جز آن از امور ديگر ، با گردش خورشيد سال پايان يابد ، و حساب زمانه درست شود . ببين چگونه تابش آن را بر همه زمين فراهم كرده و اگر يك جا ايست داشت پرتو و سودش ببسيارى از نواحى نميرسيد زيرا كوه و ديوار مانع بودند ، آغاز روز از مشرق برآيد و بر آنچه در برابر او است از مغرب بتابد و همه جا بچرخد تا به مغرب رسد و آنچه آغاز روز از او نهان بوده فرا گيرد و هر جا بهره خود را بر گيرد از آن ، و نيازى كه دارد برآرد و اگر يك سال يا نيم سال پرتو خورشيد بدانها نرسد چه حالى دارند ؟ بلكه چگونه بمانند ؟ مردم ننگرند اين كارهاى بزرگ كه خود دستى در آن ندارند چگونه مرتب و بىخلل براى صلاح جهان و آنچه در آنست انجام مىشود . ماه را دليل بياور كه سود كلانى دارد ، و عموم آن را در شمار ماهها به كار برند و حساب سال با آن درست نيايد زيرا دوره 12 ماه يك سال چهار فصلى ميوه آور و دگرگون ساز نيست ، و از اين رو ماه و سال قمرى از ماه و سال خورشيدى جدا است و هر ماه قمرى جابجا مىشود يك بار در زمستان است و يك بار در تابستان بينديش كه ماه در شب پرتو افكن است و بدان نياز است ، زيرا با وجود نياز بتاريكى و آسودگى جانداران و خنك شدن گياهان صلاح نبود كه شب ظلمت محض باشد بىنور ، و هيچ كار در آن نتوان كرد . زيرا بسا مردم نياز به كار شب دارند براى تنگ شدن وقت كارشان در روز يا در سختى گرما و در پرتو ماه كارهاى چندى مينمايند ، چون شخم زمين ، خشت زدن ، چوب بريدن و مانند آنها ، پرتو ماه كمك مردم است در زندگى آنها بهنگام نياز و انس مسافرانست ، و طلوعش را در پارهاى از شب مقرر كرد ، و نورش را از نور خورشيد كاست تا مردم مانند روز به كار نپردازند ، و از آسايش خود باز شوند ، و هلاك گردند ، و در دگرگونى ماه از نو شدن و محاق ، و فزودن ،